نجف از دیدگاه جهانگردان

بن جبير اندلسى . ( 540هـ/1145م) تا ( 614 هـ/1217م).

 ابن جبير طى سفرهاى خود از شهر نجف اشرف نيز گذر كرد. وى در سفرنامه ى خود  كه آن را در حدود سال (582هجرى/1186ميلادى) نگاشته است, در صفحه ى 166 چنين مى نويسد: ( صبح به نجف رسيدم. نجف در پشت كوفه است. گويى حد فاصل بين كوفه و صحرا همين زمين سخت و هموار و پهناور است. مردم اين شهر خوشرو و كالاهاى خوبى در آن يافت مى شود.)

و پس از ديدن از شهر كوفه, در صفحه ى 168 چنين مى نويسد: ( در غرب شهر كوفه, و در يک فرسخى آن بقعه ى مشهورى كه به حضرت علي بن ابيطالب منسوب است قرار دارد. محل نشستن شترى كه پيكر او را حمل مى كرد در همانجاست.) ابن جبير در ادامه مى نويسد: ( آن طور كه به ما گفته شد اين بقعه عمارت مجللى دارد. اما به علت ضيق وقت به ديدن آن نرفتيم وفقط شب شنبه را بيتوته كرديم و ظهر روز بعد به سفر خود ادامه داديم.) 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفرنامه ى منشئ بغدادى.                

 وى در سال (1237هجرى ـ 1822ميلادى) از شهرهاى عراق ديدن كرد . (1)

سيد محمد بن احمد حسيني معروف به منشئ بغدادى طى سفر خود به شهرهاى عراق, درباره ى نجف اشرف چنين مى نويسد: ( ... از آرامگاه ذوالكفل نبي تا نجف چهار فرسخ راه است. بارگاه حضرت امام على(ع) در همين شهر  واقع است. در راه بين آرامگاه ذوالكفل نبي تا نجف رود هنديه جريان دارد. اين رود يكى از شاخه هاى رود فرات است و به سمت شهر نجف جريان دارد. شهر نجف بر تپـه ى بلندى واقع است و يک ارگ مستحكم آن را احاطه مى كند. در نجف بيش از دو هزار خانوار عرب و عجم زندگى مى كنند. هواى اين شهر خصوصا شبها بسيار لطيف است. آب چاه هاى نجف بسيار شور است. براى كشيدن آب از چاه بايد طناب را بيست بار به دور قرقره بچرخانيم تا سطل به سطح آب چاه برسد...) بغدادى در ادامه مى نويسد: ( از نجف تا كوفه حدود يک فرسخ راه است. كوفه شهر بسيار بزرگى است. اما اكنون هيج عمارتى جز مسجد كوفه و جند خرابه باقى نمانده است. رود هنديه از شهر كوف همى كذرد و از اين شهر به سمت زمين بالاترى جريان دارد. در آنجا براى رود هنديه جند قنات حفر شده و آب به اين قناتها مى ريزد. در جهار فرسخى شهر نجف كاخ خورنق و كاخ سدير كه از عمارتهاى دوره ى نعمان بن منذر است قرار دارند. از شهر نجف تا ( سورة) ده فرسخ راه است. سوره جايى است كه قبيله ى خزعل در آن سكونت دارد. از سورة تا شهرسماوة (از طريق صحرا) جهارده فرسخ راه است. سماوه شهرى است كه بر كرانه ى رود فرات ساخته شده است و هزار و بانصد خانوار در آن زندكى مى كنند. ساكنان اين شهر شيعه بوده و به آنان (أولاد الغراب) گفته مى شود. از نجف تا سماوه راه ديگر وجود دارد كه بيست فرسخ است. در اين راه آب يافت نمى شود.) بغدادى در جاى ديگرى از سفرنامه ى خويش مى نويسد : ( حاكم شهر كربلا و نجف فردى است بنام "وكيل المتولى" ) (2)

يادداشت ها:

1. اين سفرنامه به زبان فارسى است. عباس العزاوى آن را به عربى ترجمه كرده است.

2.( سفرنامه ى منشئ بغدادى: 91)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سفرنامه ى خجندى

در حدود سال 763هجرى, 1361ميلادى, جهانگردى بنام جلال الدين أبوطاهر أحمد بن محمد أخوي معروف به خجندي از شهر نجف ديدن كرد و به زيارت بقعه ى مطهر حضرت اميرالمؤمنين مشرف شد. خجندى يكى از دانشمندان مذهب حنفى در شهر خجنده بوده و در همان شهر به تحصيل علم پرداخت. در سال 741هجرى به سمرقند و بخارا سفر كرد  تا اينكه به خوارزم رسيد و براى تحصيل علم نزد دانشمندان اين شهر به مدت 13 اقامت گذ يد. سپس به "سراى بركه" و "اقصراى" ( واقع در تركيه كنونى) رفت و در آنجا با قطب رازى ديدار كرد. بس از آن به شهرهاى "قرم" و "كفه" و "جزيره ى سنوت" سفر كرد و دوباره به "قرم" بازگشت. پس از دو سال اقامت در "قرم" به "دمشق" رفت و از آنجا عازم سفر حج شد. پس از زيارت خانه ى خدا در سال 760 هجرى به شهر "الخليل" و "قدس" رفت. بعدها دوباره به سفر حج مى رود و پس از حج به "بغداد" مى آيد. در راه سفر بغداد به زيارت حضرت أميرالمؤمنين مشرف مى شود. حدود 4ماه در بغداد باقى ماند و در اين مدت مشغول مباحثه و مناظره با فقهاى بغداد گرديد تا اينكه عزم سفر شام را مى كند. اما با اصرار دوستان در مدرسه ى مستنصريه سكنى  گذيد و به مدت دو سال مشغول مطالعه و بحث و تدريس شد. پس از آن براى زيارت سيدالشهداء (ع) به كربلا رفت و از آنجا براى زيارت امام هادى(ع) و امام حسن عسكرى(ع) به سامرا سفر كرد. پس از زيارت سامرا به ايوان كسرى رفته و قبر سلمان فارسى و حذيفة بن اليمان را زيارت كرد. سپس به مدينه رفت و در ايام حج رهسبار مكه شد. بعد از زيارت خانه ى خدا (در سال 766هجرى) به مدينه باز گشت و در همان جا باقى ماند تا اينكه در سال 802هجرى در گذشت و در قبرى كه با دست خويش در قبرستان شهداى احد حفر كرده بود به خاک سپرده شد. از وى چند اثر برجاى مانده, من جمله: 1.شرح قصيده ى البردة.2. شرح الأربعين النووية. 3. رسالة في علم الكلام.4. فردوس المجاهدين: شرح آيات و أحاديث پـيـرامون جهاد. 5. راح الروح, ارجوزه اى در هزار بيت بيرامون اسماء الله الحسنى.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

سفرنامه ى بارلو

درسال (1307هجرى/1889ميلادى) جهانگردى بنام "مستر بارلو" از شهر نجف ديدن مى كند. اين جهانگرد اروپايى در توصيف رودهايى كه به درياچه ى نجف مى ريزند مى گويد: ( رودى كه هنديه نام دارد در جهت راست بوده و نيمى از آب رود فرات در آن جريان دارد. اين رود از جهت غربى كربلا و شرقى استان بابل مى گذرد و به شهر نجف مى رسد و در آنجا به درياچه ى نجف مى ريزد. طول اين رود 60 ميل و عرض آن 30 ميل مى باشد. در سال 1867ميلادى, در جهت غربى نى زارهاى رود هندیه, بيمارى طاعون منتشر مى شود. رنگ آبهايى كه به درياچه ى نجف مى رسد شبيه رنگ آب نى زارها بوده و شورى آن بيشترمى شود. آب درياچه به سمت رودى بنام رود شنافيه جريان دارد.) "مستر بارلو" در جاى دیگر مى گويد: ( اكثر افرادى كه از هند  براى زيارت كربلا و نجف مى آيند از راه فرات و رود شنافيه مى آيند. كشتى هاى بزرگ به همراه بارهاى سنگين تا حدود پنجاه تن از طريق همين رود به شهر نجف مى رسند.)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سفرنامه ى ژان باتیست تاورنیه (1)

اين جهانگرد فرانسوى در قرن هفدهم مى زيست و سفر خود به شهرهاى عراق را در سفرنامه اى بنام "كوكيس عواد و بشير فرنسيس" تدوين كرد. تاورنيه از شهر بصره به نجف مى آيد و در توصيف ضريح مطهر به چهار شمعدان بر بالاى ضريح و چلچراغهاى آويزان از سقف كه شب و روز روشن بودند اشاره مى كند. وى مى گويد: داخل حرم دو قارى قرآن به استمرار قرآن مى خوانند.. آب آشاميدنى زلال نيست. منبع آب در نجف چاه است و آذوقه اندک. به جز مقداركمى خرما و انگور و بادام كه با قيمتهاى گران فروخته مى شود ,خوراک خاصى در بازارها پیدا نمى شود... در ايامى كه تعداد زائران بارگاه زياد مى شود برنج پخته با كمى روغن پخش مى كنند.

در رابطه با موضوع منع ايرانيان از زيارت عتبات عاليات در عراق, تاورنيه با ديگر سفرنامه نويسان موافق است. برخى از جهانگردان من جمله تاورنيه معتقدند: شاه عباس صفوى سفر ايرانيان را به عتبات عاليات منع كرده بود. چون هر ايرانى براى زيارت عتبات بايد ابتدا به بغداد بيايد و در آنجا بايد 8 سكه به حكومت عثمانى بپردازد. به اعتقاد شاه عباس پرداخت اين مبلغ باعث اهانت و بی احترامى به حكومت و رعيتش مى شود. لذا بارگاه مطهر حضرت امام رضا(ع) را در مشهد بازسازى كرد و توسعه داد تا ايرانيان براى زيارت فقط به مشهد بروند و ديگر به عراق نروند. شاهان بعد از وى نيز به همين منوال پيش رفتند.

يادداشت ها:

1.  ژان باتیست تـاوِرْنیه)  ۱۰۱۴-۱۱۰۰ق/۱۶۰۵- ۱۶۸۹م)، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد.

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سفرنامه ى دلاواله (1)

اين جهانكرد ايتاليايى در اوايل قرن هفدهم به عراق مى آيد و در راه بصره به بغداد از كربلا و نجف ديدن مى كند. وى مى كويد: ( شهر نجف در دست "قزل باش ها" يعنى همان ايرانى ها است. قبلا ترك هايى كه حاكم بغداد بودند شهر نجف را در دست داشتند.) دلاواله مطالب زيادى از نجف ذكر نمى كند. فقط اشاره اى به درياجه ى نجف مى كند و آن را درياجه ى (كلدانى ها) مى نامد. وى ادعا مى كند در (26 ماه ژوئن سال 1625ميلادى ـ1305 هجرى) أثرى از شهر كوفه نيافته است. به روايت "دلاواله" فرماندار نجف و كربلا "أمير ناصر" نام داشت. (دايرة المعارف عتبات عاليات (بخش نجف): 1/208)

يادداشت ها:

1.  پيترو دلاواله ( 1586ـ 1652) جهانگرد معروف ايتاليايي در اوايل قرن هفدهم ميلادي به عثماني، ايران و هند سفر كرد و خاطرات خود را به صورت نامه‌هايي به رشته تحرير در آورده است.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفرنامه ريچارد كوک

"ريچارد كوك" نويسنده ى كتاب "بغداد مدينة السلام" كه در سال (1855) در دوره والى عثمانى " كوزلكلى رشيد باشا" از عراق ديدن كرد درباره نجف زمان خويش مى نويسد: حكومت عثمانى يک خط تلگراف به نجف و كربلا كشيد و اين دو شهر را با خط تلگرافى فرات وصل كرد. با امضاى يک قرار داد در سال 1857 با دولت بريتانيا, مهندسان انگليسى اين خط تلگراف را با هزينه دولت تركيه تاسيس كردند . چهار سال بعد بغداد با جهان از طريق تلگراف ارتباط يافت . طى سال هاى بعد خطوط ديگرى بين بغداد و فاو و خليج راه اندازى شد. خط فاو كه از راه رود فرات مى گذشت از شهر نجف و كربلا نيز عبور مى كرد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

      سفرنامه " پـيـترمن "

"جوليوس هانريش بيترمن" , مستشرق و جهانگرد سرشناس آلمانى كه به زبان عربى مسلط بود در سال (1855) در دوره والى عثمانى " كوزلكى رشيد باشا " از بغداد ديدن كرد و بيش از 5 ماه در اين شهر اقامت گزيد. وى بسيارى از مشاهدات خود را به رشته ى تحرير در آورد و به صورت يک سفرنامه در سال 1864 در لايبزيگ آلمان به چاپ رساند . "پـيترمن" در باره شهر نجف مى نويسد : زائران شهر نجف و ديگر شهرهاى مقدس به صورت مستمر از ايران به بغداد مى آيند و و بنا بر تعداد كارت هاى اداره غرنطينه نقطه مرزى خانقين (خسروى) , تعداد زائران در آن سال نزديك 60هزار نفر رسيد . در سال (1869) " مدحت باشا " بعنوان والى ايالت بغداد گماشته شد . وى قصد داشت برنامه اصلاحات ويژه اى را اجرا كند و توانست زندگى مدرن را به كشور بياورد . اما برخى مشكلات او را از ادامه اصلاحات بازمى داشت . مشكل مالى يكى از مهمترين مشكلات بود . لذا براى جمع آورى بول جندين شيوه را به كار كرفت . يكى از اين شيوه ها فروختن عتيقه جات و اشياى قيمتى موجود در عتبات عاليات بود . اما به دلايلى نتوانست اين كار را انجام دهد .